تعدّد قبل از اسلام
برخی از مردم پیرامون چندهمسری چنان به صحبت میپردازند، انگار که اسلام اولین دینی است که آن را به ارمغان آورد و این جهل، یا خود را به تجاهل زدن در درک تاریخ است! در میان امتها و ملتهای پیشین هر مردی که آرزو داشته بدون قید و بند با تعداد کثیری از زنان ازدواج کرده که تعداد آنان به بیست و گاهی اوقات به صد یا بیشتر هم رسیده است.
1) تعدّد در دین یهود:
تعدّد زوجات در دین یهود به صورت بسیار زشت بوده است، تا جایی که در کتاب عهد قدیم آمده است که داود و سلیمان هریک صدها زن داشتهاند و گویا حضرت سلیمان هفتصد زن آزاده و سیصد زن کنیز داشته است. تورات هیچ قیدی برای تعدّد زوجات ذکر نکرده است. ولی در نصوص‹‹تلمود›› آمده است که برای توده مردم تا چهار عدد و برای ولی امر یهود به قیاس به ملک داوود تا 18 زن مباح است!
2) در عراق قدیم:
در ماده 148 شریعت و قانون حمورابی آمده است که اگر زن اولی بیمار باشد، برای مرد جایز است که زن دوم بگیرد.
نیلوفیلد در ضمن سخن از تعدّد زوجات نزد عبرانیها گفته است. قوانین بابلیان و همسایگانشان که با بنیاسرائیل در ارتباط بودهاند همگی تعدّد زوجات را قبول داشتند.
آشوریان نیز به دلیل ماده 46 از لوح اول که از ازدواج با همسر پدر بعد از وفات او سخن میگوید؛ تعدّد زوجات را قبول داشتهاند. هرگاه زن پدر، زن دوم و بدون اولاد باشد باید با یکی از اولاد شوهرش سکونت گیرد.
3) نزد ایرانیان:
تعدّد زوجات و داشتن کنیزکان بدون حدود و ضابطه در نظام آشفته روابط بین زن و مرد، وجود داشته است.
4) در تمدن هندوستان
تعدّد زوجات بدون تحدید و مقید بودن به عدد خاص وجود داشت، و لیکن یکی از آنها رئیس دیگران بود.
5) تعدّد در چین
شریعت «لیکی» چین تعدّد زوجات را تا یکصد وسی تن اجازه داده و یکی از پادشاهان قدیم چین در حدود سه هزار زن داشته است. چینیان نیز همچون هندیان یکی از زنان را بر دیگران ترجیح میدادند و رئیس به حساب میآمد.
6) مصر
ثروتمندان و به ویژه امیران و خانودههای سلتنتی در تعدّد همسران اسراف میکردند و حدّی برای آن قائل نبودند و بدان میبالیدند تا جایی که رامسس دوّم افتخار میکند به اینکه از زنان متعدّدش یکصد و شصت فرزند داشته است ولیکن یک زن اصلی بوده و بقیهی زنان در درجه دوم به حساب میآمدند.
7) در دیانت مسیح:
در انجیلهای متداول نصّ صریحی وجود ندارد که تعدّد زوجات را حرام کرده باشد؛ ولیکن به عنوان موعظه و پند آمده است که « خداوند برای هر مردی همسری آفریده است» این تنها گویای آن است که مردم را تشویق کند تا در حالت عادی به یک زن اکتفا کنند.
در بعضی از رسایل «پولس» آمده است که «اسقف باید یک زن داشته باشد» این که اسقف را در داشتن یک همسر استثناء میکند به این معنی است که برای غیر اسقف بیش از یک زن یا همسر جایز است.
بعضی از طوایف مسیحی تعدّد زوجات را واجب میدانند. در سال 1531 میلادی «لامعمدانیان» در «مونستر» به صراحت زیاد فریاد برداشتند که هر مسیحی باید چند تا همسر داشته باشد و «مورونها» تعدّد زوجات را نظام مقدس الهی میدانند. بعداً نظام جدید «کلین» تعدّد زوجات را حرام نمود. علی رغم این که این مطالب در اسفار انجیل نیامده است به عنوان شاهد بر این تفسیر ساختگی در نظام چندهمسری مبتنی بر هوی و هوس کشیشان و احبار مسیحی باید گفت که مسیحیت معاصر در آفریقای سیاه به نظام تعدّد زوجات اعتراف کرده است، چون بدین نتیجه رسیده بودند که منع تعدّد زوجات مانع داخل شدن آفریقاییها به مسیحیت میشود. لذا فریاد زدند که تعدّد زوجات به صورت غیر محدود مباح است.
8) در میان عربهای پیش از اسلام:
عربها با نظام چندهمسری و داشتن کنیزکان همسر، همانند اقوام و ملتهای همسایه خود، آشنا بودهاند و مقید به عدد معدودی نبودند، بلکه این امر به میل و رغبت مرد، مال، جاه و مقامش بستگی داشت. از جمله آن آمده است که «غیلان بن سلمه» در حالی مسلمان شد که شوهر ده زن بود، پیامبر(ص) به او فرمان داد که چهارتا از زنهایش را انتخاب و بقیه را آزاد سازد. همچنین افراد دیگری در حالی به دین اسلام میگرویدند که 5 -8 زن داشتند.
با بررسی این شواهد در تمدنها و ادیان درباره تعدّد زوجات، حالا میخواهیم موضعگیری اسلام درباره آن و فلسفه و مجوز این کار و سمپاشی و دشمنیهای غربیان اسلامستیز را بیان کنیم.
:: بازدید از این مطلب : 744
|
امتیاز مطلب : 111
|
تعداد امتیازدهندگان : 27
|
مجموع امتیاز : 27